![]() |
![]() |
|
| لطیفه - خاطره |
|
تا حالا شده گرسنه سر رو با لش بزاری ؟
به جای ستاره .. شبها ... بشینی غصه شماری ؟!
تا حالا شده یه دفعه واسه شام شب بمونی ؟
شرم بی حد پدر رو .... از توی چشماش بخونی ؟!
واسه پوشیدن کفشی که فقیرا می پسندن
تا حالا شده یه عده .... به برادرت بخندن ؟!
توی روزای زمستون که هواش برفی و سرده
ببینم مامان جون تو .... تا حالا کلفتی کرده ؟!
شده سرمای زمسنون خواب و از چشمات بگیره ؟
شده خواهر مریضت .... گوشه ی خونه بمیره ؟!
شده طرز نگاه مردم با هات از روی غرض شه ؟
شده گوشواره ی مادر به یه پیت .. نفت عوض شه ؟!
فرش خونه رو فروختی واسه دارو واسه در مون ؟
حرمتتونو شکستن .... آدمها آسون آسون ؟!
این یه تیکه از سقوط ه این یه صحنه از نیازه
چی بگم براتون ..... آخه .....
که سر این رشته درازه !!!!! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 15:25 توسط خرس کوچولو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام دوستان.من خرس کوچولو هستم.امیدوارم از این وبلاگ استفاده کنین.راستی نظر هم بدین.قربون همتون بای.
|
| پیوندها |
|
بچه کوچولو مهسا آبجی نسرین ترانه شراره ساراجان مریم و مهدی دل تنگ تنها نی نی یون عشق و دیگر هیچ مزمزه کردن عشق فائزه ناب تک صلیب کلیسای عشق رها محمد باقری |
|
RSS
|